تبلیغات
زندگی زیباست عشق افسانست - دل نوشته

دل نوشته

زندگی است دیگر گاهی میخواهد با دلم بازی کند

 گاهی خاطراتش را به یادم میاورد

 گاهی لمس دستانش را حس میکنم

گاهی اشک های روی گونه هایمان را یادم میاورد

.........................

سلام دنیا خوبی بهت خوش میگذره ها هرکس میاد و میره برات فرقی نمیکنه

هرکی دلش میشکنه انگار نه انگار ها خیانت ها دروغ ها دورنگی ها

دنیا جون میبینی کارامون رو اره حق داری خوب باشی

چه بد چه خوب تو میخندی بهمون

اره دنیا بخند برات فرقی نکنه چی میگذره به ما ادما

..........................

میگن لعنت به شیطون میگم اشتباهه میگن چرا

میگم خود ما هستیم که میخوایم کار اشتباه رو انجام بدیم

میگن مگه میشه گفتم تا خودت نخواهی کسی اجبارت میکنه به رفتن

هه فک کردن نداره که تنها رفت تنها ماندم

.........................

 

رفته خیلی وقته تنهام شاید خسته شده بود از دوست دارم های روزانه ام

شاید خسته شده بود از عاشقانه های تکراری ام

اری همینطور است خسته شدن و تکراری مثل یه اهنگ

چند بار که گوشش کنی دیگه میلی به گوش دادن نداری

...........................

قسم گرفته بود ازم خودش گرفت نه من میفهمین

خودش شکوندش میفهمین گفت قسم بخور گفتم نمیخورم ولی هستم

گفت بخور تا مطمعن شم هستی تا اخرش

خوردم گفتم تا اخرش کنارتم خورد و اخرش این حاله من شده

گریه های مداوم و اشک ریختن های فراوون

......................

لحظاتی هست که میخوای با یکی باشی که احساستو حرفای دلتو بهش بزنی

بعد که میاد تو زندگیت میفهمی ای کاش هیچوقت چنین احساسی نداشتم

که حال و روزم یه ابر دور سرم باشه که هرروزش بباره

.............................

 

اول رابطمون اسم هم صدا میزدیم بعد کشید به عشقم و نفس عمرم...

بعدش شد خانم من شدم اقا اجازه گرفتن ها سوال پرسیدنا

بعد کشید به مامانی و بابایی که حرف از نی نی بود

الان نی نی یه بابای دیگه تو بغلشه عشقش و اقاش هم یکی دیگه شده

.........................

بی خبر رفت منتظر ماندم پیامک زدم اما گوشیش شده بود

مشترک مورد نظر خاموش می باشد چی شد نفهمیدم

تعجب کرده بودم شب قبلش صبح بعدش

رفت نفهمیدم چی شد منتظر موندم تا روشن کنه

تیک دووم پیامک بخوره و ببینم خونده اما نشد

بعد اون روز چشام به گوشی بود همش اما خبری نشد

رفت بی خبر چرا نمیدونم اما رفت

...........................

دلم گاهی میخواهد مثل باران باشم گه اروز خیلی هاست

زیر بارون قدم زدن های عاشقانه که عشقولیا منتظرشن

اما میخواهم با نم نم باریدن شروع کنم

جریان بگیرم رو زمین رود تشکیل بدم جویبار درست کنم

برم به سمت رودخونه بزرگتر و بزرگتر اری گاهی دلم میخواهد سیل به پا کنم با این نم نم باران عاشقانه ام





موضوع: دل نوشته،
[ سه شنبه 1394/12/18 ] [ ساعت 08 و 11 دقیقه و 50 ثانیه ] [ پرهام محدثی ]