تبلیغات
زندگی زیباست عشق افسانست - تا حالا شده بی خبر عشقت بره

تا حالا شده بی خبر عشقت بره

تا حالا شده دلت بگیره از دست غصه دق کنه بمیره تا حالا شده محتاج بشی حتی خدا هم دستاتو نگیره تا حالا شده یه روز بی خبر عشقت بره بهونش بگیری بفهمی هرچی گفته دروغ بود کم بیاری دلت بخواد بمیری ای خدا زندگیم نقش بر ابه حال قلب عاشقم بدجور خرابه قسمت میدم جونم بگیری زنده بودن واسه من عین عذابه تو که از حال خرابه من بی خبری چرا گریه هام نداره اثری به چه جرمی ای خدا بگو به من داری ابروی منو میبری تاحالا تنها یه جا نشستی توی خودت شکستی حس خجالت بشینه رو چهره ات حس کنی اضافی هستی تا حالا شده چیزی ببینی دلت بخواد کور بشیو نبینی واسه پنهون کردن گریه هات تو بران بدون چتر بشینی .تمومش کن خدا دیگه بریدم به هرچی که نمیخواستم رسیدم تمومش کن خدایا دیگه بسه عذاب قبر کشیدم نه از عشق خیر دیدم نه از دوست به کی خوش باشم به چی امیدوار دارم زجه زنون به پات میوفتم تو میبینی ولی انگار نه انگار




موضوع: دل نوشته، جدایی،
[ سه شنبه 1394/12/18 ] [ ساعت 08 و 12 دقیقه و 28 ثانیه ] [ پرهام محدثی ]